|
"روزان نوشت"
|
حجت الاسلام والمسلمين حـــ . عــــ . الفـــــ : حوادث پس از انتخابات در حكم سرماخوردگي براي نظام بود
با توجه به اینکه ، یک هفته شورش و آشوب خیابانی برای نظام ، سرماخوردگي به حساب می آید نظام در چه صورتی ؟
نظام در چه صورتی سردرد می شود ؟
1- هنگامی که مسئولین امر خودشان علیه خودشان بایستند
2- هنگامی که یکی از دوستان بیش از حد بخورد و هار شود
3- هنگامی که خادمین نتوانند مشکلات مردم را با چماق و باتوم حل و فصل کنند .
نظام در چه صورتی ایدز می گیرد ؟
1- سوال صحیح نیست
2- نظام پس از تجاوزی که صورت گرفت دچار ایدز ناخواسته شده است
3- تجاوز کننده سالم بود ولی بعضی عناصر ناسالم داخلی موجب مبتلا شدن نظام شدند
نظام در چه صورتی دچار ( برون روی ) یا همان اسهال می شود ؟
1- در صورت پیوستن نیروهای خودی به نخودی
2- در صورت قاطی شدن خودی و نخودی
3- در صورتی که نخود نخود ، هر که رود خانه خود
در چه صورتی نظام ، یوبس می شود ؟
1- در صورتی که نتواند خودش را خالی کند
2- در صورتی که مسئولین امر خودشان و پست شان را سفت بچسبند
3- در صورتی که متملقین محترم کمتر دم یکدیگر را چرب کنند
چنان انگشت شست رفته بیرون
ز جورابی که سوراخ ست شادم
به آزادی خود می بالم اما
ز بند دیگر انگشتان به دادم
بگو چندان که جانت هم در آید
ولی من نه کمم بلکه زیادم
چنان گویند با من این جنابان
که گویی من نباتم بل جمادم
به شوخی یا به جد من کنده کارم
که بهر کندن گورت بزادم
لباس فقر و درویشی بپوشم
ولی پوشاندن گندت مبادم
چنان می گفت درویشی معظم
« که بادمجان به رفسنجان نهادم »
اگرچه با یکی شان جور جورم
نه چپ ، نی راست بلکه حزب بادم
خری گوید که من فصل الخطابم
خسی گوید که من باب المرادم
ز دانشمندی و از کاردانی
بسی بر درب ایرانی نهادم
بکرد انگشت آزاده، اشاره
که می درّاندت این امتدادم
هنوزت شام رسوایی نباشد
که در آغاز راه بامدادم
چند روزی است تهران پامال تکالب گروه های حاکم برای چنگ اندازی بیشتر به قدرت شده است . تکالب یعنی مثل سگ برای طعمه به هم پریدن . این وسط دو گروه ابله و نادان آمده اند وسط و هر کدام زیر لوا و علم یکی از جناح ها سینه می زنند و جالب آن که بی آنکه اصلا بدانند قضیه چیست جان افشانی هم می کنند . دوستان من ! همواره قضیه لحاف ملا ( قدس سره الشریف!! ) را آویزه گوشتان کنید و در این زمانه ای که گربه هم برای رضای خدا موش نمی گیرد برای قدرت یابی این یا آن و بدتر از آن برای جای پا پیدا کردن اجانب و نفوذی های آنها مال و جان و امنیت خود را به خطر نیندازید . هیچ بدی نرفته که بهتری به جای آن آمده باشد .
ضمنا سخنان مقام عظما هم قابل توجه و تامل است ؛ وقتی ایشان می فرمایند هاشمی فلان است و بهمان ، ناطق نوری هم اینچنین و آنچنان و احمدی نژاد هم که دردانه بابا و عزیز تر از جان ؛ یعنی چه ؟ بالاخره وسط این دعوا – اگر واقعا دعوایی درکار باشد ! – حق با چه کسی نیست و حق با چه کسی هست ؟
بگذارید داستانی برای تان بگویم :
دو نفر به نزد قاضی رفتند . دوست قاضی هم آنجا حاضر بود .قاضی شاکی را به تنهایی نزد خویش خواند و دعوی اش شنید و آخر سر هم سری تکان داد و گفت : حق با شماست. شاکی خرسند خارج شد
سپس به طور خصوصی با متهم نیز سخن گفت و دفاعیات او را استماع نمود . آخر کار به او نیز گفت : حق مطلقا با شماست .متهم نیز دلشاد از تبرئه اش آنجا را ترک کرد و رفت.
دوست قاضی که شاهد این هر دو مکالمه و قضاوت قاضی بود به او گفت : چگونه می شود در دعوای شاکی و متهم هم این حق داشته باشد و هم آن محق باشد ؟ !!
قاضی رو به دوستش نمود و گفت : تعجب نکن ! علاوه بر آن دو نفر حق با شما هم هست .....!
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تحريكات دشمن و برخي طراحي هاي پشت صحنه براي به آشوب كشاندن خيابان ها خطاب به آقاي موسوي افزودند: جنس شما با اين گونه افراد متفاوت است
ای کاندید ناکام که رفتی لا باقالی
داریم سوالی همه از حضرتعالی
جنس همه آشوبگران هست نخاله
پس جنس شما هست چرا اصلی و عالی؟
این جمله به هشیار ، فرایاد بیارد
چه پا و دمی نیز عجب بال و جمالی !
تا حضرت آقا به شما می کند ارشاد
شحنه به طرفدار تو داده است یه حالی
ای مرد خردمند! تو گر جانب مایی
خوب است دگر موضع اغیار نمالی
فعلا کمترین فایده ای که مناظره ها داشته این بوده که شکم های گنده یا بهتر بگوییم استوانه های نظام بعد از سالها حرکاتی در دفاع از خود انجام داده اند که امیدواریم به سلامت جسم و روان این عزیزان کمک نماید . چراکه هر حرکتی مستلزم صرف انرژی است هرچند این حرکت های کوچک و مذبوحانه !
در راستای استفاده غیر ابزاری از هنرمندان به ویژه هنرمندانی که هم ساسی هستند و هم مانکن و ممکن است دیگر فضایل و حشرات وجودی شان بعدا از ستاد های انتخاباتی اصلاح طلبان بیرون بزند لذا شعری به سبک و سیاق شعر ترانه جلیل القدر و فخیمه پارمیدا از طرف یکی از کاندیدایان محترم خطاب به هواداران رنگ شده شان تقدیم می نماییم .
وای وای واهای هوادار من کوش؟
وای وای واهای هوادار من کوش؟
وای وای واهای هوادار سبز پوش !
من رای تو رو می خوام آره
کی رو دوش تو سواره
چه کسی مث تو بیکاره ؟
تو کله ش مخ نداره ...
حالا تو بیا اوس شو برو
نه بابا بیا چوس شو برو
بیا که حالا سوارت بشم
آره داخل شیارت بشم
واسه خدمت من کاندیدا
چه کسی مث من کان دیدا ؟
من هیچ کاری نکردم این طرف
آخه تو چقدر خری بی شرف !!
قبل انتخابات با کسی
نکن مشورت و بررسی
توی خرداد از بی کاری
تو سبزپوشی و باربری
من عاشقتم می فهمم با تو اینو
خر شو بده رایتو پخمه جونو!
حالا دی ، کـــِی یعنی دانکی جون
من رای تو می خوام نمیشه حالی تون؟
تو جوونی ، مثل طالبی
عجب هوادار جالبی
فدام بشی که تازگی
خر میشی خوب ، به سادگی
وای وای واهای طرفدار من کوش
وای وای واهای اون دراز گوش
(صدای زیر ترانه )
دانکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
you وری veryوری تخمکی
رای می دی به من شانسکی
دوست دارم ای هوادار کاسه لیس
نکنی شبا جاتو خیس
بین من تو یک رازه
دماغت سربالا گوشات درازه
اگر رای بدی به رقیبم پیر میشی
نه شهروند محترم که برام ...ــــیر میشی!!
آخ فدام بشی طرفدار
طرفدار نه مخ ندار
طرفدار ! یو best خفنی
آخه زدی به تن سبز لجنی
تو پیشی منی و میو
پس عر عر نکن و بیو ....
آخی ، فدات بشم برای تو
بذار ببینم رای طلایی تو
با تو میرسم به آسایش
تو کس خل میشی بی هیچ کوشش
وای وای واهای هوادار من کوش؟
وای وای واهای هوادار سبز پوش !
ما بس که همه محترم و نابغه هستیم
در حافظه دارای بسی سابقه هستیم
این ملت پرشور نشان داده که بعـــله !
ما end مخ و آخر در حافظه هستیم
***
آن را که به اسلام نمودست اهانت
یا آنکه به ایران بنمودست خیانت
باید که نمودن .... نکن ای دوست نگه بد !
اعدام ولو در زی خضراء سیادت
***
فرصت طلبان عامل بدنامی هر چیز
اصلاح خودش خوب ، نه با بوالهوس و هیز
آن شیفته خدمت اگر نیست به جایش
هستند بسی شیفته صندلی و میز
***
گفتند اراجیف به اسلام و پیمبر
در لشکر یک سید و در سایه اکبر
گر خلق گذارند بد خویش به مصدر
عنتر بوَد عنتر ! چه به محراب، چه منبر
رنگ کاندید اصلح امروزه
سبز همچون خیار می باشد
یعنی ای ملت ! از برای شما
مثل آن انتظار می باشد
***
کاندید قشنگ من امروز
بعد قرنی که بوده اندر خواب
شده بیدار و لیک بس افسوس
برده ما را و هم جهان را آب
***
دل من از میان این اندک
شیخ نی ، بلکه میر می خواهد
تحت دل ، اندکی بد احوال است
خوشگلی بهر زیر می خواهد
***
تیپ و ریش و گل و سخنرانی
یا که چیزی دگر در این مایه
ندهد فایده به جمهوری
قدر آنی که دارد این خایه
***
ما نه حزبُ ل و نه ز انصاریم
ما ز خلق یم و ایزدی بنده
عاشق مرد کوتهی هستیم
همت عالی و نیز ، یک دنده
***
عاقلی را چه بیم آن باشد
ابلهان جوک برای او سازند
مرد عاقل برنده می گردد
جوک بسازند و ابلهان بازند
***
گفتگوی وی و تمدن ها
گرچه نه اشکم شما پر کرد
گفتگو ساز و گفتگو گر را
فربه از معجزات آخور کرد
یکی از کاندیداهای اصلاح طلب با حضرت آیة الله ساسی مانکن (گــــه) دیدار نمود .لذا شعر زیر به سبک غزلیات عرفانی ایشان ارائه می گردد .
ساسی مانکن – مانکن
ساسی مخ زن – مخ زن
رای تو بده ، ده ، پدر سوخته
دیشب اومد و شیخو دیدمو
دیدمو پسندیدمو
پسندیدمو و رفتیم هوا
رفتیم هوا ، آی بچه ها
بیاین می خوایم هول کنیم
کاندیدامونو اسکل کنیم
بریم پای صندوقای رای
روسفید هرچیه خل کنیم
حاجی بیا و شیخ ما شو
بیا برقص با ما تو این shoe
حاجی ما همه اهل حالیم
از درد بی زیدی می نالیم
حاجی برنامه هات چیه
برنامه های hot چیه ؟
این که می بینه شیخ اصلاحاته
تا ته خط اگه بری باهاته
منتها شرطش اینه
که نخوابه حالا آخه...
آخه وقت انتخاباته
شیخ ما پیرو امامه
تو نبین امروز باهامه
اون نه پی اسم و نامه
اینا فکر اقتدارگرایان بدنامه
می دونی شیخ ما آخه
آخه اون حجت المسلمین و الاسلامه